السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

352

تفسير الميزان ( فارسي )

ياد دادند ؟ و يا آنكه حرف ( ما ) موصوله نيست ؟ بلكه نافيه و واو قبل از آن استينافيه است ، و جمله ، ربطى بما قبل ندارد ، و معنايش اين است كه هيچ سحرى بر دو ملك نازل نشد و ادعاى يهود بيهوده است ؟ اختلاف هشتمشان در معناى انزال است ، كه آيا منظور نازل كردن از آسمان است ؟ يا نازل كردن از بلنديهاى زمين ؟ اختلاف نهمشان در معناى كلمه ( ملكين ) است ، كه آيا اين دو ملك از ملائكه آسمان بودند ؟ يا دو انسان زمينى و دو ملك بكسره لام يعنى پادشاه بوده‌اند ؟ - البته اگر كلمه نامبرده را مانند بعضى از قرائتهاى شاذ بكسره لام بخوانيم - و يا به قرائت مشهور دو ملك بفتحه لام بودند ، ولى منظور از آن ، دو انسان صالح و متظاهر بصلاح مىباشد . اختلاف دهمشان در معناى كلمه ( بابل ) است ، كه آيا منظور از آن بابل عراق است ؟ يا بابل دماوند ؟ و يا از نصيبين گرفته تا رأس العين است ؟ اختلاف يازدهمشان در معناى جمله * ( ( وَما يُعَلِّمانِ ) ) * است ، كه آيا معناى ظاهرى تعليم مراد است ؟ و يا كلمه ( علم ) به معناى ( اعلم - اعلام كرد ) است . اختلاف دوازدهمشان در معناى جمله ( فلا تكفر ) است ، كه آيا معنايش اين است كه با عمل بسحر كفر مورز ؟ و يا با آموختن و يا با هر دو ؟ اختلاف سيزدهمشان در معناى جمله * ( ( فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ) ) * است ، كه آيا ضمير ( منهما ) به هاروت و ماروت بر ميگردد ؟ و يا بسحر و كفر ؟ و يا معنايش اينست كه مردم از دو ملك بجاى آنچه كه آنها تعليمشان كردند ، علم بر هم زدن ميانه زن و شوهر را آموختند ، با اينكه آن دو از آن كار نهى كرده بودند . اختلاف چهاردهمشان در جمله * ( ( ما يُفَرِّقُونَ بِه بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِه ) ) * است ، كه آيا با سحر ميانه زن و شوهر محبت و دشمنى ايجاد مىكرده‌اند ، و يا آنكه يكى از آن دو را مغرور ساخته ، و بكفر و شرك وا مىداشتند ، و ميانه زن و شوهر اختلاف دينى مىانداختند ؟ و يا با سخن چينى و سعايت ، بين آن دو را گلآلود نموده و سرانجام جدايى مىانداختند ؟ . اين بود چند مورد از اختلافاتى كه مفسرين در تفسير جملات و مفردات اين آيات و متن اين قصه دارند . البته اختلافهاى ديگرى در خارج اين قصه دارند ، هم در ذيل آيه ، و هم در خود قصه ، و آن اين است كه آيا اين آيات در مقام بيان داستانى است كه در خارج واقع شده ، يا آنكه ميخواهد مطلبى را با تمثيل بيان كند ، و يا در صدد معناى ديگر است ، كه اگر احتمالها و اختلافهايى را كه ذكر